![]() |
![]() |
|
| چکیده ی تاملات،تفكرات،مجادلات،مطالعات،ملاحظات،مبارزات،مراودات،مناظرات،مكالمات،مراجعات،مكاتبات |
|
بسیاری از معاندین اسلام از این خطبه بر علیه اسلام بهره برداری میکنند. ما به هردو ترجمه میپردازیم و در انتها ترجمه صحیح را با ذکر دلیل مشخص خواهیم کرد :
بَعْدَ فَراغِهِ مِنْ حَرْبِ الْجَمَلِ فى ذَمِّ النِّساءِ از سخنان آن حضرت است پس از پايان جنگ جمل در مذمّت زنان
وَالصِّيامِ فى اَيّامِ حَيْضِهِنَّ. وَ اَمّا نُقْصانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَواريثُهُنَّ عَلَى الاَْنْصافِ مِنْ مَواريثِ الرِّجالِ. وَ اَمّا نُقْصانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهادَةُ امْرَاَتَيْنِ كَشَهادَةِ الرَّجُلِ الْواحِدِ. فَاتَّقُوا شِرارَ النِّساءِ، وَ كُونُوا مِنْ خِيارِهِنَّ عَلى حَذَر، وَلاتُطيعُوهُنَّ فِى الْمَعْرُوفِ حَتّى لايَطْمَعْنَ فِى الْمُنْكَـرِ. خطبه ۸۰ نهج البلاغه - ترجمه استاد حسین انصاریان قابل توجه اینکه در اکثر تفاسیر نقصان در این خطبه را "تفاوت زن و مرد " ترجمه کرده اند که بیشتر مورد قبول میباشد زیرا ناقص بودن زن با روایات دیگر و قرآن همخوانی ندارد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 27 اردیبهشت1391ساعت 6:22 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
هیچ وقت همه چیز درست نمی شود، چون توقعات ما بیشتر می شود و تغییر می کند. هیچ قله ای آخرین قله نیست. رسیدن غم انگیز است، راه بهتر از منزلگاه است. برویم بی آنکه به رسیدن بیاندیشیم اما واقعا برویم. نادر ابراهیمی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 26 اردیبهشت1391ساعت 11:14 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
با سلام
بعد از مدتی نسبتا طولانی دوباره برگشتم تا وبلاگ نویسی کنیم. دلیلش مشغله زیاد بود. البته ازدواج هم بی تاثیر نبوده. با آرزوی سربازی و شهادت در لشکر امام زمان عج |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 26 اردیبهشت1391ساعت 11:1 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
.....معرفت به قدر انسان، معرفت به خدا، به غيب، به يوم الآخر(معاد) و به وحي را به دنبال ميآورد.كه : من عرف نفسه فقد عرف ربّه
و ايمان به انسان و ارزشهاي او، ايمان به خدا و غيب و يوم الآخر و وحي را بارور ميسازد. انساني كه خود را باور ميكند و به خود ايمان ميآورد، اينها را ميخواهد، نه آنكه بداند معاد هست كه معاد را ميخواهد. فرق است كه بداني داماد ميشوي و يا آنكه بخواهي داماد شوي.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 26 فروردین1390ساعت 10:48 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
اگر تمامي آنچه را كه همه آدم ها در طول تاريخ به دست آورده اند و اگر تمامي ثروت و قدرت و رفاه و لذّت تمامي آن ها را، تو به تنهايي صاحب شوي بدان، اين همه از تو كوچكتر و بي ارزش تر است،كه تو يك لحظه ات را براي آن فدا كني . اين ها همه براي تو و به خاطر تو بوده اند و سزاوار نيست كه تو عمر خودت و وجود خودت را براي آن ها بگذاري...... تمام هستي به تو منتهي ميشود و تو بايد به خداي هستي منتهي شوي. وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى همانگونه كه امام اولياء علي عليه السلام فرمود: به خدا دنياي شما در نظر من از آب بيني بز استخوان ليسيده در دست جذامي و لنگ كفشي پاره بي ارزش تر است.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 26 فروردین1390ساعت 10:19 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
معجزات، روشنگر ارتباط ولي و رسول با حق است. و در رابطه با معجزه اين مختصر را ميگويم كه در برابر شبهه ها و وسوسه ها مسلّح باشي، چون معجزات مخالف عقل و علم نيست. تمامي هستي، معجزه اي است كه ما با آن مأنوس شده ايم و تمام معجزات، طبيعت هايي است كه هنوز با آن ها آشنا و مأنوس نشده ايم. طبيعت، معجزه مأنوس و معجزه، طبيعت مجهول و نامأنوس است. با اين توضيح در برابر شبهه ها مي تواني مقاوم و مهاجم باشي.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 26 فروردین1390ساعت 10:0 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
كل يوم عاشورا ...
هفتاد و دو ماه ظهر عاشورا شق القمر امام را ديدند هفتاد و دو پشت آسمان خم شد، وقتي كمر امام را ديدند هفتاد و دو ذبح و يك خليل الله، در عزم خليلِ حق خلل؟ هرگز در سير و سلوك في سبيل الله تعظيم به هيبت هبل؟ هرگز در هلهله ي بتان هرجايي اينگونه كه ديد خود شكستن را؟ افروخت شراره ستم سوزي، آموخت ره زخويش رستن را بنگر حركات نور اعظم را، در ورطه تشنگي تلاطم كرد هفتاد و دو كشتيِ نجات آورد، هفتاد دو نوح وقف مردم كرد هفتاد و دو كاروان و يك سالار، هفتاد و دو واحه روبرو دارد گاهي زتنور و گاه بر نيزه با امّت خويش گفتگو دارد آن اسوه پاكباز ميگويد: آنان كه ز راز مرگ آگاهند در دشت جنون ز پا نميافتند، بر مركب خون هماره در راهند هفتاد و دو صف، فشرده چون پولاد، هفتاد و دو قبضه موم در يك مشت هفتاد و دو سر سپرده مولا، تسليم اشاره هاي يك انگشت انگشت اشارتي كه او دارد فردا به مصاف ميبرد ما را فردا كه ز نيزه ميدمد خورشيد، فردا كه خروس مرگ ميخواند از خنجر و برگ حجله ميبنديم، ما را چو عروس مرگ ميخواند هفتاد و دو لحظه، لحظه پرواز، هفتاد و دو كربلاي پي در پي هفتاد و دو لحظه سرافرازي،سرهاي بريده، خون چكان برني اللهم عجل لوليك الفرج
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 23 فروردین1390ساعت 7:26 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
روح شهدا حسین بن علی علیه السلام یک روح بزرگ و یک روح مقدس است. اساسا روح که بزرگ شد تن به زحمت می افتد و روح که کوچک شد تن آسایش پیدا می کند..... وقتی که روح بزرگ شد جسم و تن چاره ای ندارد جز آنکه به دنبال روح بیاید،به زحمت بیافتد و ناراحت شود. اما روح کوچک به دنبال خواهشهای تن می رود و هرچه را که تن فرمان بدهد اطاعت می کند. روح کوچک به دنبال لقمه برای بدن می رود اگرچه از راه دریوزگی و تملّق و چاپلوسی باشد. روح کوچک به دنبال پست و مقام می رود اگرچه با گرو گذاشتن ناموس باشد. روح کوچک تن به هر ذلّتی می دهد برای اینکه می خواهد در خانه اش فرش یا مبل داشته باشد، آسایش داشته باشد، خواب راحت داشته باشد. اما روح بزرگ به تن نان جو می خوراند، بعد هم بلندش می کند و می گوید شب زنده داری کن. روح وقتی که بزرگ شد خواه ناخواه باید در روز عاشورا سیصد زخم به بدنش وارد شود. آن تنی که زیر سم اسب ها لگدمال می شود، جریمه ی یک روحیه ی بزرگ را می دهد، جریمه ی یک حماسه را می دهد،جریمه ی حق پرستی را می دهد، جریمه ی روح شهید را می دهد. حماسه حسینی۱ ( استاد شهید مطهری). ص ۳۱ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 22 فروردین1390ساعت 4:19 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
حضرت محمد صلّی الله علیه و آله : مردی که مهر همسرش را ندهد در نزد خداوند زناکار شناخته می شود و در روز قیامت از نیکی های مرد به زن می دهند و اگر نیکی نداشت او را به دوزخ می برند. بحارالانوار علامه مجلسی/جلد۷۳/ص۳۳۳
امروز اگر سری به دادگاه های خانواده بزنیم متوجّه خواهیم شد که عدّه ی نه چندان قلیل،به سبب اشتباهات خود در هنگام ازدواج و در طول زندگی، چگونه در باتلاق گناهانی هم ردیف با زنا قرار گرفته اند؟! و اینگونه یک امر که باید آن ها را به آرامش برساند تبدیل به عذاب و بلایی فردی و اجتماعی شده است.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 فروردین1390ساعت 5:38 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا محمد [ص] پيامبر خداست و كسانى كه با اويند بر كافران سختگير [و] با همديگر مهربانند آنان را در ركوع و سجود مىبينى فضل و خشنودى خدا را خواستارند علامت [مشخصه] آنان بر اثر سجود در چهرههايشان است اين صفت ايشان است در تورات و مثل آنها در انجيل چون كشتهاى است كه جوانه خود برآورد و آن را مايه دهد تا ستبر شود و بر ساقههاى خود بايستد و دهقانان را به شگفت آورد تا از [انبوهى] آنان [خدا] كافران را به خشم دراندازد خدا به كسانى از آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند آمرزش و پاداش بزرگى وعده دادهاست .
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند و آهن را كه در آن براى مردم خطرى سخت و سودهايى است پديد آورديم تا خدا معلوم بدارد چه كسى در نهان او و پيامبرانش را يارى مىكند آرى خدا نيرومند شكست ناپذير است.
....تو در اين زمانه اگر بخواهي كه كف حادثه ها نشوي و حادثه ساز باشي بايد بيّنات، كتاب و ميزان را داشته باشي و با اين سه وسيله، در تمام جريان هاي فكري و سياسي و اجتماعي، در برابر فريب ها و شيطان ها، قائم و برپا باشي، آن هم قائم به قسط و بر روي ساقه ها و ريشه هاي محكم. ....كسي كه اين سه اصل را داشته باشد گرفتار برخوردهاي سازماني و حزبي يا مرشد و مراد نميشود حتي با بصيرت ديگران، خودش را كور نميسازد كه انسان از كارش به اندازه بصيرتش بهره ميبرد. ...هر گروهي، چه سياسي، چه ولايتي و چه عرفاني بايد گذشته از مباني و اهداف از اين روش بيّناتي(توجه به اصول) برخوردار باشد. اين اصول در تشكّل و سازماندهي، وضع جديدي را باعث ميشود و ظرفيت و حلم را در رهبري ضروري ميسازد. ظرفيت و حلم عنصري است كه در مباحث مديريت و تشكّل جديد بايد مطرح شود وگرنه بازي ها و فريب ها هميشه گمراه كننده هستند. .....ما شاهد بوديم كه رفسنجاني زيرك و بهشتي مدير، با تمام سازمان گسترده و تشكّل حزبي در برخورد با شيطنت هاي چند رنگ گروه ها و بازي هاي بني صدر چگونه به انزوا كشيده شدند تا آنكه ظرفيت و حلم امام (ره) همراه آن روش به كمك آن ها آمد و حساب ها را به هم زد. ..... پس در برابر هجوم تبليغات تو هميشه حساب سازمان و حساب شخص و حساب عمل را از يكديگر جدا كن، كه اين سه هر كدام معيار نقد جدا و روش نقد مجزّا دارند، سازمان با هدف و مباني و با مرام نامه اش و شخص با نيّت و انگيزه اش و عمل با سنّت ها و حدود محاسبه ميشوند. ممكن است مرام نامهي يك حزب خوب باشد ولي سازمان و حزبش بي اساس،و همين طور ممكن است نيّت شخص خوب باشد ولي عملش باطل و يا عملش درست باشد و نيّتش فاسد. نامه هاي بلوغ (استاد علي صفايي حائري/عين.صاد) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 14 فروردین1390ساعت 10:23 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
فردي سقراط را به خاطر پدرش به سخره گرفت، سقراط در پاسخ گفت : تو به پدرانت افتخار ميكني، اما من، فرزندانم به من افتخار خواهند كرد. توپايان افتخار گذشته هستي و من آغازِ فردا .....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 14 فروردین1390ساعت 9:47 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ.(ابراهيم/۵) همانا موسى را با معجزات و آيات خود فرستاديم [و به او وحى كرديم] كه قوم خود را از تاريكىها به سوى روشنايى بيرون آور و روزهاى خدا را [كه روزهاى رحمت و عذاب و پيروزى و شكست است] به آنان يادآورى كن ، بىترديد در اين روزهاى خدا براى هر شكيباى سپاس گزارى نشانههايى [از توحيد ، ربوبيّت و قدرت خدا] است .
در خصال صدوق از امام باقر عليه السلام روايت نموده كه فرمود ايّام الله سه روز است : ۱. روز قيام قائم آل محمد ۲. روز رجعت (مرگ) ۳. روز قيامت مهدي موعود(ج ۱۳ بحار الانوار استاد علامه مجلسي) / ترجمه استاد علي دواني / ص ۲۴۷ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 12 فروردین1390ساعت 1:0 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾ به نام خداوند رحمتگر مهربان سوگند به عصر (۱)كه واقعا انسان دستخوش زيان است (۲) مگر كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شايسته كرده و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كردهاند (۳) ..... کسی که عاشق حق شد، عاشق خلق می شود، که: عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست. و این عشق می شود زیربنای مبارزه و امر به معروف و نهی از منکر...... و کسی که یک پر سبزی را هدر نمی کند و اسراف نمی کند چگونه می تواند خودش باتلاق خلق بشود و آن ها را مطیع و مرید و برده ی خود بسازد و چگونه می تواند که شاهد اسارت و بردگی و در باتلاق رفتن خلق باشد و آرام بگیرد. کسی که عشق به حق دارد عاشق خلق می شود و آن ها را از بت ها و طاغوت ها و شیاطین نجات می دهد، هرچند به درگیری و مبارزه با آن ها بینجامد، که برای مبارزه آماده است، چه در شکل روشنگریش و چه در شکل فریادگریش و چه در شکل پنهان کاریش و چه در شکل اشکار و مشخصش. مؤمن نمی تواند بی تفاوت و یا سازشگر بماند. سازشگری و بی تفاوتی با ایمان و بالاتر با توحید نمی سازد. مؤمن برای انتخاب شکل مبارزه اش ملاک هایی دارد و نورهایی دارد. هدف او و شرایط او و دشمن او شکل مبارزه ی او را مشخص می کند...... به حرف آن هایی که می گویند دلت پاک باشد فریب مخور، دل پاک، عمل پاک می سازد، درخت زنده بار می آورد، مگر اینطور نیست؟ که عاشق حق از یک سو عمل می آورد و شاهکار می آفریند و از یک سوی دیگر همراه و همکار، چون در راه درگیری هایی هست که به تنهایی نمی توان با آن ها روبرو شد. و عاشق حق به اندازه ی عشقش شکیبایی دارد و صبر و استقامت. آنچه صبر و سازندگی و عمل را پایه می گذارد، ایمان است و حبّ الله است، که: ...وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبّاً لِّلّهِ.... (بقره/۱۶۵) كسانى كه ايمان آوردهاند به خدا محبت بيشترى دارند. استاد علی صفایی حائری (عین.صاد) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 فروردین1390ساعت 7:3 قبل از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
ما به هركس كه ساده و جانماز آبكش بود،مؤمن ميگفتيم و به هركس كه از ما كنار ميكشيد و لب به جام ما نميزد، متقي ميگفتيم و هركس كه دست و دل باز ميشد، محسن ميگفتيم و هركس كه رام ميگرديد، صابر ميگفتيم و هركس كه دهانش همراه تسبيحش باز و بسته ميشد، ذاكر و شاكر ميگفتيم. ما به اينگونه با مؤمن و متقي و محسن و صابر و شاكر و ذاكر و ..... عادت كرده بوديم و اكنون كه با قرآن و آن كلمه هاي دقيق و تيپ هاي مشخص برخورد ميكنيم، باز همان ها را مطرح ميكنيم و همان ها را ميفهميم و يا بهتر بگويم نفهميده با آن ها بازي ميكنيم و بر آنها ستم مينماييم. اين ستم از آنجا شروع ميشود كه ما بدون رسيدن به معني و مقصود، به كلمه ها و لفظ ها رسيده ايم و با الفاظ خالي اُنس گرفته ايم و آنها را در برخوردها به رخ يكديگر كشيده ايم. اگر ما با حركت فكري همراه ميشديم و در خود ميجوشيديم و مطلب ها و مفهوم ها را درك ميكرديم و آنگاه در به در ، به دنبال كلمه ها ميگشتيم، در آن لحظه به يك كلمه ميرسيديم، از آن بهره ميگرفتيم و همچون تشنه هاي به آب رسيده، كلمه ها را قطره قطره ميچشيديم و جذب ميكرديم. ما پيش از آنكه تشنه شده باشيم، نوشيده ايم و پيش از آنكه به اشتها آمده باشيم و با سؤال ها گلاويز شده باشيم، خود را تلنبار كرده ايم و پيش از آنكه به معناها دست يافته باشيم، به كلمه ها رسيده ايم و اين است كه باد كرده ايم و با آنكه زياد داريم، مريض و بي رمق هستيم و به امتلاء ذهني و پرخوري دچار شده ايم. اسفناك اينكه، اين بيماري و اين پرخوري همه گير شده و اسفناك تر اينكه اين بيماري در ابتدا به عنوان يك افتخار و نشانه ي سلامتي و روشنفكري هم قلمداد ميگردد، اما رفته رفته سنگيني و خستگي و ضعف ذهني را به دنبال ميآورد و روشنفكر تلنبار شده را به بن بست ميرساند. اينها با اينكه خيلي دارند، فقيرند، چون پيش از سؤال به جوابها رسيده اند و پش از عطش، به آب. دواي اينها همان سؤال هاي بنيادي است كه بتواند به تفكرات آن ها سازمان بدهد، تا بتوانند با تفكرات سازمان گرفته، به مطالعات خويش سر و ساماني بدهند و آن را هضم كنند و شيره كشي نمايند. هيچ چيز بي حاصل تر، از اين مطالعات دستوري و كتاب خواندن هاي پيشنهادي نيست، كه پيش از طرح سؤال و جوشش پرسش ها گريبانگير تازه راه افتاده ها و نو مسلمان هاي شعار زده ميشود. استاد علي صفايي حائري (عين.صاد) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 فروردین1390ساعت 7:9 قبل از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
تغيير مناسبات سياسي در ليبي حزب الله را هرچه اميدوارتر به بازگشت رهبرش ميكند. انشاء الله
فان حزب الله هم الغالبون
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 فروردین1390ساعت 5:9 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
اميرالمؤمنين عليه السلام براي من راه باز است كه بهترين نان ها، خورشها و لباس ها را انتخاب كنم، هيهات كه من مغلوب هواي نفس بشوم و حرص مرا به دنبال خود بكشد. نامه ۴۵ نهج البلاغه
راه لذت از درون دان نز برون احمقي دان جستن از قصر و حصون آن يكي در كنج زندان، مست و شاد آن دگر در باغ، ترش و بي مواد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 فروردین1390ساعت 11:28 قبل از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
خدایا بربلا صبر میکنم و به رضای تو تسلیمم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 اسفند1389ساعت 12:54 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
ننگ مقابله با خيزش بزرگ دنياي اسلام تا ابد بر پيشاني فتنه گران ميماند.
. . . . .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 28 بهمن1389ساعت 10:43 قبل از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
در بلاد شيعه هم غريب و مظلوم امروز هفتم ربيع الاول شب شهادت پدر امام زمان (عج) امام حسن عسگري (ع) به ندرت ميتوان تالاري در تهران پيدا كرد كه در آن مراسم جشن ازدواج نباشد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 22 بهمن1389ساعت 8:29 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
آغاز ماه ربيع الاول مبارك. اللهم عجل لوليك الفرج |
|
+ نوشته شده در
شنبه 16 بهمن1389ساعت 12:33 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
به ياد روزي كه حاج منصور ارضي اين نوحه ي مشهور را خوند. به ياد روزي كه در راه مدينه با اين شعر زيبا به فيض رسيديم.
حضرت زهرا (سلام الله عليها): هركس براي حسنم اشك ريزد در قيامت چشمانش گريان نخواهد شد. اي نگار نازنين فاطمه يادگار آخرين فاطمه نام زهرا بهر قرآن شد نگين نام تو نقش نگين فاطمه خلقت من بهر عشق روي تو رخ عيان كن محجبين فاطمه ساكنم بنما به كوي معرفت آشنايم كن به دين فاطمه يابن الحسن همسفر شو در مدينه با دلم تا درِ بيت الامين فاطمه كي كني روزي روم من در بقيع سر گذارم بر زمين فاطمه خاك ريزم بر سرم محرم شوم تا شوم خلوت نشين فاطمه ................................................................. مدينه محفل قرآن مدينه منزل قرآن درون دل خبر داري تو از درد دل قرآن مدينه شهر پيغمبر بود كعبه گرفتارت كه هستي تربت زهرا چرا با ما نميگويي حديث غربت زهرا .................................................... بيا اي خواهرم زينب ببين جان آمده بر لب بياور تشتي اي خواهر فتادم من به تاب و تب حسن جانم حسن جانم دلم شد خون ز زهر كين بيا يك دم برم بنشين شدم راحت ز محنت ها بيا اي خواهرم زينب حسن جانم حسن جانم
اللهم عجّل لوليك الفرج
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 12 بهمن1389ساعت 11:40 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 10 بهمن1389ساعت 10:14 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
هرثمه بن سليم او از ياران امام علي عليه السلام در صفّين بود امّا در روز عاشورا در كنار پسر سعد قرار گرفت. هرثمه در آن روز با ديدن درختي به ياد خاطره اي افتاد و اين يادآوري سبب دگرگوني دروني او شد و با جدا شدن از سپاه كوفه، روز عاشورا سوار بر اسب خود به ديدار امام (ع) آمد و خاطره خود را بازگو كرد و گفت: هنگامي كه همراه علي (ع) از صفّين بر ميگشتم، ايشان در همين مكان پس از نماز صبح مشتي خاك برگرفت و با صداي بلند فرمود: خوشا به حال تو اي خاك! گروهي از تو بر انگيخته ميشوند كه بي حساب وارد بهشت ميشوند. آنگاه امام حسين عليه السلام پرسيد: اكنون از ياران پسر سعد هستي يا از ياران ما ؟ هرثمه گفت: از هيچ يك!! اكنون در انديشهي اهل و عيال خود هستم!! تحليل: اين ها نشان مي دهد برخي از مردم ممكن است امام را دوست داشته باشند ولي وقتي پاي تهديد و تطميع به ميان آمد به جنگ با همان امام محبوب خود رفته، سرش را از بدن جدا نموده و فرزندانش را به شهادت برسانند. بنابراين.... نه تنها درك عظمت ولايت بلكه حتي محبّت عادي نسبت به مقام ولايت نيز نميتواند انسان را از خطر درگيري با امام باز دارد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 بهمن1389ساعت 7:50 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
۱. دور شدن از ذكر خدا كه مظهر آن نماز است.( جدا كردن حساب خدا و معنويت از زندگي)
۲. اتبعوا الشهوات يعني دنبال شهوتراني ها و هوس ها و در يك جمله دنياطلبي و به فكر جمع آوري ثروت و مال بودن و فراموشي آرمان هاي اصلي. ..................... لازم است ذكر كنيم قدرت و ثروت بد نيست و اينكه انسان به آن سرگرم شود و در راه درست استفاده نكند عيب است. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 بهمن1389ساعت 7:30 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
حضرت آقا در ۲۲/۹/۸۸ و در جمع طلّاب و روحانيون فرمودند:
در قران نسبت به اولياي الهي سه تعبير وجود دارد: ۱. يك تعبير تعبير ولايت است. إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ و در حال ركوع زكات مىدهند. معلوم است كه پيوند، ارتباط، معرفت اينها داخل در زيرمجموعه ي ولايت است. ۲. تعبير دوم، بحث اطاعت است. يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا اى كسانى كه ايمان آوردهايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيكفرجامتر است. در ميدان عمل بايد اطاعت و پيروي كرد. ۳. و در بحث سوم مؤدت مطرح ميشود. ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ اين همان [پاداشى] است كه خدا بندگان خود را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند [بدان] مژده داده است بگو به ازاى آن [رسالت] پاداشى از شما خواستار نيستم مگر دوستى در باره خويشاوندان و هر كس نيكى به جاى آورد [و طاعتى اندوزد] براى او در ثواب آن خواهيم افزود قطعا خدا آمرزنده و قدرشناس است. مؤدت پشتوانه ي ولايت و اطاعت است و اگر مؤدت نباشد همان بلايي سر جامعه اسلامي خواهد آمد كه پس از رسول خدا بر سر عدّه اي آمد، مؤدت را كنار گذاشتند پس... به تدريج ولايت و اطاعت هم به كنار گذاشته شد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 بهمن1389ساعت 7:13 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
عزّت را از ايراني بياموز
تبيين استراتژي "بازي در زمين حريف" از زبان مؤلايمان حضرت امير عليه السلام پيش از آنكه آنان (دشمنان) با شما بجنگند با آنان بجنگيد، به خدا سوگندملّتي كه در درون خانه ي خود مورد حمله قرار گيرد ذليل خواهد شد. و امّا امروز....
عراق
افغانستان
ايران با عزت ( استفاده از مدل بازي در زمين حريف)
نفوذ همه جانبه انقلاب اسلامي در جهان
نفوذ اقتصادي (سمند:خودروي شخصي چاوز)
اين بازي ادامه دارد.... ..... اللهم عجّل لوليك الفرج
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 بهمن1389ساعت 0:11 قبل از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
معصوم عليه السلام سه امر هست كه انسان را كافر ميكند : ۱. حسادت ۲. حرص ۳. كبر و غرور كداميك از اين سه مورد در فوتبالي هاي امروز مشاهده نمي شود...!!؟
فوتباليست هاي مسلمان در كجا قرار دارند...! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 6 بهمن1389ساعت 7:32 قبل از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله زماني كه مردم به علما و روحانيون بغض بورزند ۳ بلا براي آن ها ميماند: ۱. رفتن بركت از مال ها ۲. تسلط يك امر كننده ظالم بر مردم ۳.خالي بودن از ايمان در هنگام مرگ
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 6 بهمن1389ساعت 7:10 قبل از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
اميرالمؤمنين عليه السلام اگر شب كسي را در هنگام گناه ديدي، صبح او را به چشم گناهكار نبين، شايد كه توبه كرده باشد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 6 بهمن1389ساعت 6:53 قبل از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
حضرت مهدي (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) در بياناتي به علي بن مهزيار محتواي سوره فجر را ياد آوري ميكنند و تكاثر طلبي و بي خبري از محرومان جامعه را موجب دور ماندن مردم از خود دانسته و در جواب كلام ابن مهزيار كه گفته بود : اي آقاي من، چرا تاكنون كسي را نيافته ام كه مرا به نزد شما راهنمايي كند؟! فرمودند: لم تجد احدا يدلك ؟ لا، ولكنكم كثرتم الاموال، و تحيرتم علي الضعفاء، و قطعتم الرّحم الّذي بينكم، فاي عذر لكم؟ يعني: كسي را نيافتي كه تو را راهنمايي كند!؟ نه ليكن شمااموالي انباشتيد و ضعفاي مؤمنين را در حيرت افكنديد و پيوند رحمي كه در ميان خود داشتيد قطع كرديد، ديگر چه عذري براي شما خواهد ماند؟ به عبارتي ديگر راز غيبت امام در بي توجهي شيعيان به روابط انساني عنوان شده است و به همين طريق راز ظهور ايشان نجات انسان و انسانيت خواهد بود. الحياه ( ترجمه احمد آرام) جلد۶ / ص ۶۹۳-۶۹۴
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 5 بهمن1389ساعت 7:16 بعد از ظهر توسط ابوالفضل گلستاني |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چه جنگ باشد و چه نباشد راه من و تو از كربلا مي گذرد.
(شهيد مرتضي آويني) ...انشاء الله..... اين فضاي مجازي با هدف تبيين هر آن چيزي كه بر مبناي ایدئولوژی و علم به انسان مربوط است ايجاد شده تا قدمي در جهت رشد و توسعه ي انسان،انسانیت و علوم انساني باشد. به اميد آنكه اين قدم كوچك حركتي باشد براي رسيدن بشر به مقصد متعالي. التماس دعا |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1391 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 اردیبهشت 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 |
|
RSS
|